۱۳۹۶ دی ۱۱, دوشنبه

گزارشی از یک قربانی مین؛ مین مثل مرگ، جوانیِ بربادرفته در «کانی‌طومار»


خبرگزاری هرانا – قصه هادی لگزی، روایت قربانیان مین است؛ کسانی که ناخواسته جان و سلامتی خود را در اثر وجود مین‌های پاکسازی‌نشده از دست می‌دهند و البته پس از قربانی شدن، از حمایت‌های دولتی نیز خبری نیست.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، اول خرداد ۱۳۷۹؛ بهار در مناطق کردستان، عین زیبایی است. بهاری که مثل هر سال سرشار از شگفتی و غافلگیری است؛ بهارِ روشنِ دل‌انگیز در گندمزارهای غرب ایران…
ساعت ده صبح است؛ علف‌های هرز همه جا را گرفته‌اند؛ مزرعه‌ای در کانی‌طومارِ بوکان و دست‌های پسری دبیرستانی که زمین را وجین می‌کند؛ دست‌هایی پر از امید و توانمند؛ «فردا امتحان ریاضی دارم باید زود برگردم خانه….» آن‌سوتر سایه‌ای مهیب بر خاک افتاده؛ «آی سوزامی؛ آی سوزامی…..». انفجار در بهار بوکان و همه چیز در همین لحظه تمام می‌شود.
نامش هادی لگزی است؛ متولد سی و یک تیرماهِ ۶۴؛ می‌گوید: «شب قبل باران شدیدی باریده بود؛ باران که می‌آمد برای روستای ما، کانی‌طومار، که در شیب کوهپایه قرار داشت، هم نعمت بود و هم لعنت؛ یک پایگاه نظامی بالاتر بود و وقتی باران می‌آمد با گل و لای، مین هم می‌آمد پایین؛ مین‌هایی که ثمره هشت سال جنگ سخت بودند، هنوز دست از سر ما مردم بوکان و آذربایجان غربی برنداشته بودند. آن روز کذایی، گندمزار پدرم را وجین می‌کردم که متوجه شدم یک شی ناشناس از زیر گل و لای بیرون آمده، دستم را روی خاک بردم جلوتر و دیگر هیچ نفهمیدم؛ مین، منفجر شد و پس از آن دیگر فقط سیاهی بود؛ دو ماهِ تمام در بیمارستان بیهوش بودم.» 
صدایش از جایی دور می‌آید؛ از دوردست‌های تنهایی: در پانزده سالگی به انتهای جهان رسیدم؛ به آخر خط؛ در همان اول خرداد ۱۳۷۹؛ همان روزی که روی مین رفتم و دو دست، دو چشم و حس بویاییم را از دست دادم.
هادی لگزی، دانش آموز سال اول دبیرستان، روز جمعه اول خرداد ۱۳۷۹، در مزرعه پدرش روی مین می‌رود و همه چیز برایش دگرگون می‌شود؛ دو ماه بعد از حادثه، روزی که در بیمارستان امام خمینی ارومیه به هوش می‌آید؛ متوجه می‌شود فاجعه‌ای که رخ داده، گودالی مخوف و عمیق است که جوانی‌اش را بلعیده؛ دو دست از مچ قطع شده؛ دو چشم، نابینا، حتی یک چشم، تخلیه می‌شود؛ حس بویایی کامل از بین رفته و شنوایی گوش راست، ۸۰ درصد از دست رفته است.
دردهای هادی سالها ادامه پیدا می‌کنند؛ دردهایی که تمامی ندارند؛ از همه رنج آورتر برای او این است که ناخواسته و بی‌دلیل قربانی شده و با اینهمه او جانباز به شمار نمی‌آید.
روزگار را چطور می‌گذرانی هادی؟ منبع درآمدت چیست؟
ماهی ۶۰ هزار تومان بهزیستی می‌دهد و دو تا یارانه می‌گیریم؛ همین…
اینها را که می‌گوید، صورت بی‌چشم را به سمت همسرش می‌گرداند؛ زنی که کنارش نشسته و دستان از مچ قطع شده را تیمار می‌کند؛ چای دهانش می‌گذارد؛ برایش لقمه می‌گیرد و در عوضِ چشم‌های خالیِ هادی، بی‌صدا می‌گرید؛ زنی که عشق را تاوان همه رنج‌ها می‌داند؛ زنی که به عشق تا مرز ایثار، تعهد دارد.
هادی از سر دواندن‌ها، از راهروهای طولانی ادارات و دادگاه‌ها و بنیاد شهید، از کاغذبازی‌های بی‌حاصل روایت می‌کند؛ از اینکه در این مرز و بوم او را که هستی‌اش را باخته، جانباز به حساب نمی‌آورند:
«همان سال ۷۹، به دادسرای نظامی شکایت کردم؛ دادسرا، نیروی انتظامی را به پرداخت دیه محکوم کرد؛ بار اول از دریافت دیه انصراف دادم؛ چون شنیده بودم اگر دیه را بگیرم، دیگر جانبازی به من تعلق نمی‌گیرد؛ بعدها وکیل گفت این اشتباه است، دیه و جانبازی به هم ربطی ندارند؛ در نهایت، کمیسیون ماده ۲ استانداری آذربایجان غربی، درخواست جانبازی من را رد کرد؛ جانبازی را هم از دست دادم؛ شدم از اینجا مانده و از آنجا رانده….»
او از سالهای دربدری و بلاتکلیفی می‌گوید:
«چند سال پرونده جانبازی را اینور و آن ور بردم؛ قاضی دادسرای نظامی می‌گفت باید جانباز محسوب شوی؛ اما کمیسیون ماده ۲ نمی‌پذیرفت؛ سال ۸۶، دوباره پرونده دادسرای نظامی را زنده کردیم و ۳۰ میلیون تومان دیه گرفتم؛ باز هم دوندگی کردم تا رسیدم به سال ۹۰؛ در این سال، قوانین جانبازی اصلاحیه خورد و بندی که می‌گفت اگر در اثر سهل‌انگاری با ادوات جنگی مصدوم شوی، جانباز محسوب نمی‌شوی؛ پاک شد؛ مرداد ۹۰، کمیسیون ماده ۲ فرمانداری بوکان، پرونده من و چند نفر دیگر مثل سلیمان و علی را از نو بررسی کرد؛ جانباز شناخته شدیم؛ نتیجه را به بنیاد شهید فرستادند؛ اما مع‌الاسف این بار بنیاد شهید بود که زیر بار نرفت؛ بهانه‌های جورواجور آوردند؛ گفتند قبلا پرونده بررسی و رد شده، دوباره نمی‌شود به عقب برگشت؛ گفتند دیه گرفته‌ای؛ هزار بار، هزار حرف مختلف زدند؛ اما حکم قانون را نپذیرفتند؛ بنیاد شهید که باید مجری قانون باشد، حکم قانون را نپذیرفت؛ حالا خودتان حساب کنید؛ یازده سال دوندگی و سرگردانی آن هم با این همه معلولیت، حاصلش چه شد؛ صفر؛ صفر مطلق…»
قصه به غایت دردناک است؛ پسری که از جنگ خاطره روشنی ندارد، یک دهه بعد از پایان جنگ، هستی‌اش را باخته‌است؛ بی‌آن که ذره‌ای تقصیرکار باشد، دارد تاوان می‌پردازد؛ او حتی یک دفترچه درمانی ندارد؛ نصیبش از خدمات رفاهی دولت، فقط یک دفترچه بیمه سلامت است؛ دفترچه‌ای که عملا هیچ جا کاربردی ندارد؛ او بدون حمایت دولت، نه می‌تواند هزینه‌های دست مصنوعی را بپردازد و نه حتی پروتز چشم انجام دهد؛ لیکن با این همه رنج، او هرگز از زندگی دست نکشیده:
«هشت سال، درس را رها کردم؛ بعد در خانه درس خواندم و دیپلم گرفتم؛ همان سال دانشگاه سراسری تبریز، کارشناسی مطالعات خانواده قبول شدم؛ سخت بود اما با معدل بالا لیسانس گرفتم؛ دوران دانشگاه با همسرم که اهل پاوه است، آشنا شدم؛ سال ۹۵ ازدواج کردیم؛ در طبقه بالای خانه پدرم در بوکان زندگی می‌کنیم و این روزها در انتظار آمدن فرزندمان هستیم…»
همسرش می‌گوید: وقتی یکی از هم‌اتاقی‌های خوابگاه گفت که هادی می‌خواهد از من خواستگاری کند؛ اول جا خوردم اما بعد زمان خواستم که فکر کنم؛ خانواده‌ام گفتند خودت شرایط این آقا را می‌دانی؛ می‌دانی که سخت است؛ اما من در نهایت عشق را انتخاب کردم؛ حالا از زندگیم راضیم؛ فرزندی هم در راه داریم.
هادی، راوی درد مشترک است؛ او در دردهای بی‌امانش تنها نیست؛ سلیمان هست؛ علی هم هست؛ قربانیان مین بسیارند؛ چندین کولبر هستند ؛ چندین کارگر مزرعه هستند؛ بسیارانی هستند که در این درد مشترک شریکند؛ بسیارانی که روی مین رفته‌اند و بی‌دست و بی‌پا شده‌اند؛ اما بیشتر آنها به امان خدا رها شده‌اند؛ نه مستمری؛ نه حمایت و نه درمان.
حسین احمدی‌نیاز، وکیل هادی و چند نفر دیگر از قربانیان مین است؛ او شرایط هادی را اینطور توصیف می‌کند: ما شاهد یک ستم دولتی در حق یک شهروند ایرانی هستیم؛ به این معنا که هادی لگزی، یک شهروند ایرانی است که ناخواسته و بدون اراده، صرفا به این علت که دولت از انجام تکالیفش در پاکسازی زمین‌های آلوده به مین، قصور و کوتاهی داشته، دو چشم و دو دست را از دست داده‌است؛ البته هادی تنها نیست؛ فردی به نام سلیمان اویسی هم دقیقا همین شرایط را دارد و خیلی‌های دیگر هم هستند.
این وکیل دادگستری تاکید می‌کند: مین یک سلاح جنگی است که در اختیار دولت‌هاست؛ لذا هر حادثه‌ای که در اثر مین برای شهروندان پیش بیاید، مسئولیت آن برعهده دولت است. علاوه بر این، کنوانسیون اتاوا (۱۹۹۲) درباره ممنوعیت کاربرد مین صراحت دارد که متاسفانه ایران به عضویت آن درنیامده و یکی از اهداف ما وکلا و فعالان مدنی، تلاش برای اقناع دولت برای پیوستن به این کنوانسیون است. باید گفت در ایران، پس از جنگ، پایگاه‌های نظامی تخلیه شدند ولی مین‌ها به امان خدا رها شده‌اند؛ این مین‌ها بر اثر بارندگی و گل و لای و نزولات جوی، جابجا می‌شوند؛ می‌آیند در مزارع و مناطق مسکونی، جا خوش می‌کنند و قربانی می‌گیرند.
به گفته احمدی نیاز، قربانیان مین مثل هادی لگزی، ناصر سرگران و سلیمان اویسی، قربانیان سهل‌انگاری‌ها هستند که روند رسیدگی به پرونده‌هاشان با ایهام، ابهام و مشکل مواجه است و دولت به صورت قطره‌چکانی، حقوق آنها را می‌پردازد؛ به طوری که از هر صد قربانی مین، به بیش از ۹۰ نفر، حق و حقوق و مستمری پرداخت نمی‌شود.
از او در ارتباط با مراجع ذیصلاح برای رسیدگی به پرونده‌های قربانیان مین می‌پرسم؛ می‌گوید: براساس قانون، کمیسیون‌های ماده ۲ که مربوط به بازگشت مهاجران جنگی است، مسئولیت رسیدگی به پرونده این قربانیان را برعهده دارند؛ این کمیسیون‌ها در فرمانداری‌ها تشکیل می‌شوند؛ اما چند ایراد اساسی وجود دارد: اول اینکه اعضای کمیسیون اکثرا ذینفع هستند؛ همین نهادهای انتظامی و امنیتی هستند؛ ریاست کمیسیون با فرماندار است و متاسفانه نماینده یا وکیل یا نمایندگان قربانیان در این جلسات حضور ندارند. دوم اینکه در ایران علیرغم کثرت قربانیان مین، فاقد تشکل و نهاد مدنی یا اتحادیه برای اینها هستیم و هیچ ساختاری برای دفاع از حقوق قانونی قربانیان مین وجود ندارد. و در نهایت اینکه ضعف و خلا قانونی داریم؛ چون در قانون فقط کمیسیون ماده ۲ تعریف شده و تاکنون علیرغم کثرت قربانیان مین، هیچ قانون خاصی برای حمایت از این قربانیان تدوین نشده.
او ضعف آموزش را یک مشکل دیگر می‌داند و می‌گوید: ورای ضعف قانون، ضعف آموزش هم هست؛ یعنی نهادهایی که وظیفه پیشگیری از حوادث انفجار مین را برعهده دارند، به تکالیف خود در مورد آموزش شهروندانی که مناطق آنها آلوده به مین است، عمل نمی‌کنند.
این وکیل دادگستری معتقد است، ساختار حمایتی نیز دچار ضعف و کاستی‌ست؛ او می‌گوید: روند رسیدگی به وضعیت حمایتی از قربانیان مین با اشکالات بسیار مواجه است؛ مثلا هادی لگزی باید بتواند از طریق هلال احمر که یک نهاد بشردوستانه است، خدمات درمانی دریافت کند؛ اما در عمل از خدمات، خبری نیست؛ او به غیر از یک دفترچه بیمه سلامت، هیچ حمایتی دریافت نکرده‌است.
احمدی‌نیاز وخامت اوضاع را اینطور شرح می‌دهد: قربانیان مین، ستمدیدگانی هستند که متاسفانه دولت هیچ گونه احساس مسئولیتی در مورد آنها ندارد. در پرونده هادی، ایشان سال ۷۹ رفته روی مین؛ سالها دوندگی کرده؛ ابتدا کمیسیون ماده ۲ بدون هیچ دلیل قانونی، درخواست جانبازی او را رد کرده و فقط گفته خداحافظ؛ تا اینکه بعد از ۴ سال، بعد از اصلاح قانون، هادی را به عنوان جانباز قبول کردند؛ اما این‌بار بنیاد شهید نپذیرفته‌است و باز بار دیگر گفته‌اند به سلامت….
او تاکید می‌کند: این شرایط، عین نقض حقوق شهروندی است؛ حقوقی که از آن بسیار دم می‌زنند؛ قربانیان مین، مغضوبان و فراموش‌شدگانِ زمینند؛ نه وضعیت جسمی‌شان برای کسی اهمیت دارد و نه آشوب‌های روانی و کابوس‌هایی که هرشب، سر را که بر بالین می‌نهند، همراهشان است.
از او می‌پرسم چطور هادی لگزی می‌تواند به حقوق حداقلی‌اش یعنی مستمری جانبازی برسد؛ می‌گوید: احقاق حق هادی بسته به دستور رئیس‌جمهور است؛ در حال حاضر کمیسیون ماده ۲ تصدیق کرده که هادی جانباز است؛ اما نهادهای بالادستی مخالفت می‌کنند؛ یعنی یک تعارض نسبت به قربانیان مین وجود دارد که موجب می‌شود ستم وارده مضاعف شود؛ در این شرایط، عالی‌ترین مرجع که همان رئیس‌جمهور است، می‌تواند اگر بخواهد دستی برای امثال هادی بالا بزند و آنها را از رنج‌های تبعی نجات بدهد.
هادی آخر گفتگو باز هم از کابوس‌هایش روایت می‌کند؛ از اینکه هر شب خواب می‌بیند چشم دارد؛ دبیرستانی است و فردا امتحان ریاضی دارد؛ از اینکه هر شب خیس عرق از خواب می‌پرد و تلخی واقعیت را در آغوش می‌گیرد. هادی رویاهایش را نیز برمی‌شمارد؛ فرزندی که در راه دارد؛ اتاقی اضافه در خانه پدری؛ ننویی منتظر در گوشه‌ی آفتابگیر اتاق و دستانی که برای در آغوش گرفتن کم می‌آورد.
کانی‌طومار، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.

بازداشت دو درویش گنابادی در سمنان و داران


خبرگزاری هرانا – طی روزهای گذشته، علیرضا نیکزاده و ابراهیم شریفی، از دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی توسط مأمورین امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مجذوبان نور، آقای علیرضا نیکزاده، از دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی که مجالس lمذهبی در شب‌های جمعه در شهرستان گرمسار در منزل وی برگزار می‌شود، عصر دیروز در شهرستان سمنان توسط مأمورین امنیتی دستگیر شد.
او در هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت که در نتیجه به دلیل وخامت اوضاع جسمی، تحت‌الحفظ به بخش سی سی یو بیمارستان شفا سمنان منتقل شده است.
علیرضا نیکزاده
اتهام وی تحریک مردم به تجمعات اعتراضی عنوان شده است.
همزمان با علیرضا نیکزاده، ابراهیم شریفی از دراویش طریقت نعمت‌اللهی گنابادی ساکن شهرستان داران در استان اصفهان نیز صبح امروز توسط مأمورین امنیتی در منزلش بازداشت شد.
تاکنون از دلیل این دستگیری و محل نگهداری وی اطلاعی به دست نیامده است.
ابراهیم شریفی

به‌کارگیری کودکان در کارگاه های تفکیک زباله توسط پیمانکاران شهرداری


خبرگزاری هرانا – عضو هیات رییسه کمیسیون اجتماعی مجلس گفت که متاسفانه شاهد به کارگیری کودکان در کارگاه های تفکیک زباله از سوی برخی پیمانکاران سودجوی شهرداری پایتخت هستیم.
به گزارش خبرگزاری هرانا، روح الله بابایی صالح درگفت و گو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، با بیان اینکه بخشنامه های ممنوعیت به کارگیری کودکان در کارگاه های تفکیک زباله باید ضمانت اجرایی داشته باشند، گفت: “بر اساس اظهارات مسئولان، سازمان مدیریت پسماند بخشنامه‌ای را به مناطق مختلف ارسال کرد که اگر پیمانکاری بخواهد رسمی و غیررسمی از کودکان استفاده کند مشمول جریمه‌های سنگین خواهد شد و در کنار این قرارداد آنها باطل و این افراد در بلک لیست قرار می گیرند تا دیگر با آن‌ها قراردادی منعقد نشود”.
نماینده مردم بویین زهرا در مجلس شورای اسلامی، افزود: “در حالی که کار کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع است و انواع بیماری های عفونی کودکان زباله گرد را تهدید می کند اما متاسفانه همچنان شاهد به کارگیری کودکان در کارگاه های تفکیک زباله از سوی برخی پیمانکاران سودجوی شهرداری پایتخت هستیم بنابراین ضمانت اجرایی بخشنامه ها بسیار مهم است زیرا با بخشنامه شعاری، بدون دستورالعمل و ضمانت اجرایی نمی توان وضعیت کودکان زباله گرد را سامان داد”.
وی فقر اقتصادی، مشکلات خانوادگی، بدسرپرستی و بی سرپرستی را از عوامل موثر در زباله گردی کودکان دانست و افزود: “وزارت بهداشت، سازمان محیط زیست و همچنین دستگاه قضایی برای رفع مشکل زباله گردی کودکان برای پیمانکاران باید به صورت قاطع با افرادی که از کودکان برای پیشبرد اهداف و منفعت طلبی خود استفاده و سلامت کودکان و جامعه را به خطر می اندازند به صورت قاطع و جدی برخورد کنند”.
نماینده مردم بویین زهرا در مجلس دهم، کار کودکان را بزرگترین و دردناک ترین معضل و آسیب اجتماعی کشور دانست و افزود: “این معضل در پایتخت نمود بیشتری دارد و تامین معیشت علت حضور بیش از ۵۰ درصد کودکان کار و زباله گرد است”.
عضو هیات رییسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، با تاکید بر اینکه اگر برای جمع آوری و ساماندهی کودکان زباله گرد خلاء قانونی وجود دارد دولت لایحه به مجلس ارائه کند، تصریح کرد: “به طور قطع تمامی نمایندگان مجلس با تصویب این لایحه موافقت خواهند کرد زیرا کودکان مهمترین سرمایه های ملی کشور هستند و نباید نسبت به وضعیت آنها غافل بود”.

دو کشته در دورود و بازداشت های فله ای؛ آماده سازی زندان اوین برای پذیرش تعداد زیادی از بازداشت شدگان


خبرگزاری هرانا – با گذشت ۴ روز از آغاز اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران، مقامات مسئول علاوه بر ۲ کشته شده درگیری های دورود، به تدریج اطلاعات بیشتری از صدها بازداشت شده اعتراضات سراسری ارائه می کنند. همزمان از زندان اوین گزارش می رسد مسئولان زندان با تخلیه سالنهایی از زندان محل مشخصی برای پذیرش بازداشت شدگان این روزهای تهران آماده کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مسئولان زندان اوین با خالی کردن قرنطینه اندرزگاه ۴ این زندان که گنجایش ۱۸۰ نفر را دارد محل مشخصی برای انتقال بازداشت شدگان روزهای اخیر در تهران در نظر گرفته اند.
مسئولان این زندان، از روز گذشته روند خارج کردن زندانیان قدیمی تر از این سالنها را آغاز کردند و امروز کاملا این سالنها برای پذیرش افراد جدید آماده بودند.
این محل بصورت رسمی گنجایشی ۱۸۰ نفره دارد ولی طبق تجربه در صورت نیاز مسئولین زندان میتوانند جمعیتی چند برابر را نیز در آن جا دهند.

همزمان با این تحولات، شاهدان عینی به گزارشگر هرانا توضیح دادند حداقل ۲ اتوبوس از بازداشت شدگان که بیش از یکصد نفر تخمین زده میشوند امروز در این زندان سرنشینان خود را که از محلهای مختلف بخصوص مقرهای پلیس امنیت جمع آوری کرده بودند در این زندان پیاده کردند.

مسئولان قضایی و امنیتی تاکنون آمار جامعی از بازداشت شدگان ارائه ندادند با اینحال امروز دادستان تهران در نشست “شورای معاونان دادسرای تهران” بدون اشاره به تعداد، از دستگیری تعدادی از معترضین در تهران خبر داد.
همچنین معاون امنیتی انتظامی فرمانداری تهران در گفتگو با ایلنا از بازداشت ۲۰۰ نفر در تجمعات مناطق مرکزی تهران در روز گذشته خبر داد، وی گفت “حدود ۲۰۰ نفر در تجمعات روز گذشته در محدوده انقلاب و ولیعصر که قصد درگیری و تخریب اموال داشتند دستگیر شدند” این مقام مسئول افزود “این افراد هم اکنون در اختیار دستگاه قضایی قرار گرفته‌اند، برخی دیگر هم با نگاه رافت آزاد شدند. چند دانشجو هم دستگیر شده بودند که آزاد شدند؛ برخی از خانواده‌های دانشجویان در مقابل دانشگاه حضور پیدا کرده بودند که فرزندانشان تحویل آن‌ها داده شد.”
علی اصغر ناصربخت همچنین گفت “مجموع لیدرهایی که در تجمع غیرقانونی دیروز دستگیر شدند حدود ۴۰ نفر بودند”.
از سوی دیگر پس از انتشار اخبار ضد و نقیض در خصوص کشته شدن تعدادی از معترضان در “درود”، سرانجام امروز معاون استانداری لرستان تایید کرد دو شهروند اهل شهر درود شب گذشته در اعتراضات مردمی با گلوله کشته شدند. وی در ادامه افزود “چند تن از شهروندان معترض در خرم آباد دستگیر شدند.”

معاون استانداری لرستان یادآورشد: “در این درگیری هدف همه ما این بود که تجمع به صورت مسالمت آمیز پایان پذیرد، اما ۲ نفر حاضر در حادثه کشته شدند”.

فرمانده انتظامی شهرستان رباط کریم نیز از دستگیری فردی به هویت «ر.ع» که اقدام به انتشار فراخوان تجمع اعتراضی در شبکه اجتماعی اینستاگرام کرده بود خبر داد.
از سوی دیگر جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار الف از دستگیری چند معترض به وضعیت گرانی در مشهد خبر داد. هر چند پیش از این نیز  مقامات مسئول از بازداشت ۵۲ نفر نیز در جریان اعتراضات مشهد در این شهر خبر داده بودند.
صدا و سیمای استان گلستان نیز گزارش داد “در تجمع شب گذشته گرگان که حدود ۴۰ نفر از لیدرها و عناصر اصلی آن بازداشت شدند ۲ نفر از بازداشتی ها از تهران به استان گلستان آمده بودند”
همچنین در پی برخورد خشن و ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای انتظامی و امنیتی در شهرستان اراک، روز گذشته در این شهر دست‌کم ۸۰ تن بازداشت و ۴ تن نیز زخمی شدند.
موارد فوق در حالی است که هرانا مورخ ۸ دیماه گزارش داده بود، در پی تظاهرات اعتراض آمیز در زاهدان “دست‌کم ۳ تن از دانشجویان شهر زاهدان به نام های امین رضایی، امید ارسلان پژمان، یاسین میرزایی” توسط نیروهای انتظامی این شهر دستگیر شدند.

از تاریخ ۷ دیماه تاکنون مردم شهرهای زیادی در ایران در اعتراض به وضعیت بد اقتصادی تجمع کردند. ماموران امنیتی علیه معترضان از ماشین آب‌پاش و گاز اشک‌آور استفاده کردند. 

معترضانی که در روز های ابتدایی بدلیل مشکلات مالی و وضعیت بد اقتصادی در خیابان ها دست به اعتراض زده بودند، در روز های اخیر علاوه بر مشکلات اقتصادی از سران کشور منجمله رهبر ایران و نظام حاکم نیز به تندی انتقاد کردند و بر علیه آن شعار دادند.
امروز مورخ ۱۰ دیماه برای چهارمین روز متوالی نیز معترضان در شهرهای مختلف ایران حضور خیابانی چشمگیری را به نمایش گذاشتند.

روز چهارم؛ تداوم اعتراضات گسترده مردمی در ۲۴ شهر مختلف / ویدیو


خبرگزاری هرانا – اعتراضات مردمی در چهارمین روز خود در شهرهای مختلف ایران ادامه یافت، معترضانی که در روز های ابتدایی بدلیل مشکلات مالی و وضعیت بد اقتصادی در خیابان ها دست به اعتراض زده بودند، در روز های اخیر علاوه بر مشکلات اقتصادی از سران کشور منجمله رهبر ایران و نظام حاکم نیز به تندی انتقاد کردند و بر علیه آن شعار دادند. امروز مورخ ۱۰ دیماه، معترضان دست‌کم در ۲۴ شهر ایران حضور خیابانی چشمگیری را رقم زدند. گزارشات دریافتی حاکی از صدها شهروند بازداشت شده و حداقل دو معترض کشته شده در مجموع اعتراضات روزهای اخیر است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در چهارمین روز از اعتراضات مردمی که به بهانه مشکلات اقتصادی و فساد اداری آغاز شده است، تظاهرات ها در بسیاری از شهرهای ایران ادامه یافت.

در چهارمین روز از این اعتراضات گسترده، شهرهای مختلف ایران از جمله ایلام، سنندج، بهشهر، چابهار، تهران، ارومیه، دورود، تویسرکان، کرمانشاه، اصفهان، مشهد، شیراز، ساوه، مراغه، اراک، شاهین شهر، دهدشت، اردبیل، رشت، ایذه، دلفان، قلعه حسن خان، کوهدشت و زنجان شاهد حضور معترضان بود.

تجمعات اعتراضی در بعضی شهرها به خشونت کشیده شد، شهر دورود که روز گذشته شاهد قتل دو تن از معترضان به ضرب گلوله نیروهای انتظامی بود امروز نیز شرایط پرتنش و بعضا خشونت آمیزی را تجربه کرد.
در بعضی شهرها مانند دلفان و شاهین شهر مردم معترض به اماکن عمومی از جمله یکی از مراکز پلیس و یک پایگاه مقاومت بسیج یورش برده و آنجا را به آتش کشیدند. با اینحال کماکان عمده اعتراضات در ایران با پرهیز از خشونت به پیش رفت.
این اعتراضات در حالی ادامه دارد که دولت از صبح امروز برای کنترل اوضاع دست به فیلتر کردن شبکه های اجتماعی و پیام رسانها از جمله اینستاگرام، واتساپ و تلگرام زده است.
ویدیوهای دریافتی نشان می‌دهد که در برخی نقاط تهران اعتراض‌ها تا نیمه شب ادامه داشته است. با اوج گیری اعتراضات و نقش بسیار فعال شبکه‌های اطلاع‌رسانی علاوه بر فیلترینگ شبکه های مجازی،  اپراتور تلفن “همراه اول” نیز برای ساعاتی در برخی از نقاط کشور قطع شد.
با گذشت ۴ روز از آغاز اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران، مقامات مسئول علاوه بر ۲ کشته شده درگیری های دورود، به تدریج اطلاعات بیشتری از صدها بازداشت شده اعتراضات سراسری ارائه می کنند. همزمان از زندان اوین گزارش می رسد مسئولان زندان با تخلیه سالنهایی از زندان محل مشخصی برای پذیرش بازداشت شدگان این روزهای تهران آماده کردند.
در اعتراضات امروز معترضین، شعارها به طرح مطالبات اقتصادی محدود نماند بلکه به معترضان شعار های تندی علیه حکومت ایران از جمله آیت الله خامنه ای سردادند.
مسئولان قضایی و امنیتی تاکنون آمار جامعی از بازداشت شدگان ارائه ندادند با اینحال امروز دادستان تهران در نشست “شورای معاونان دادسرای تهران” بدون اشاره به تعداد، از دستگیری تعدادی از معترضین در تهران خبر داد.
همچنین معاون امنیتی انتظامی فرمانداری تهران در گفتگو با ایلنا از بازداشت ۲۰۰ نفر در تجمعات مناطق مرکزی تهران در روز گذشته خبر داد، وی گفت “حدود ۲۰۰ نفر در تجمعات روز گذشته در محدوده انقلاب و ولیعصر که قصد درگیری و تخریب اموال داشتند دستگیر شدند” این مقام مسئول افزود “این افراد هم اکنون در اختیار دستگاه قضایی قرار گرفته‌اند، برخی دیگر هم با نگاه رافت آزاد شدند. چند دانشجو هم دستگیر شده بودند که آزاد شدند؛ برخی از خانواده‌های دانشجویان در مقابل دانشگاه حضور پیدا کرده بودند که فرزندانشان تحویل آن‌ها داده شد.”
علی اصغر ناصربخت همچنین گفت “مجموع لیدرهایی که در تجمع غیرقانونی دیروز دستگیر شدند حدود ۴۰ نفر بودند”.

همچنین گزارشگران هرانا مطلع شدند، روز جاری دست کم ۴ شهروند در دهدشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند، هویت احراز شده دو تن از بازداشت شدگان “بهمن تفضلی‌نسب و بهنام قائدی” است.

فرمانده انتظامی شهرستان رباط کریم نیز از دستگیری فردی به هویت «ر.ع» که اقدام به انتشار فراخوان تجمع اعتراضی در شبکه اجتماعی اینستاگرام کرده بود خبر داد.
علیرضا رادفر معاون استاندار آذربایچان غربی نیز امروز گفت “ده نفر از افرادی که قصد تحریک مردم را داشتند” در این استان دستگیر شده اند.
از سوی دیگر جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار الف از دستگیری چند معترض به وضعیت گرانی در مشهد خبر داد. هر چند پیش از این نیز  مقامات مسئول از بازداشت ۵۲ نفر نیز در جریان اعتراضات مشهد در این شهر خبر داده بودند.
صدا و سیمای استان گلستان نیز گزارش داد “در تجمع شب گذشته گرگان که حدود ۴۰ نفر از لیدرها و عناصر اصلی آن بازداشت شدند ۲ نفر از بازداشتی ها از تهران به استان گلستان آمده بودند”
همچنین در پی برخورد خشن و ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای انتظامی و امنیتی در شهرستان اراک، روز گذشته در این شهر دست‌کم ۸۰ تن بازداشت و ۴ تن نیز زخمی شدند. با اینحال امروز که این شهر صحنه ادامه اعتراضات بود علی آقازاده، استاندار استان مرکزی گفت “صد نفر در جریان ناآرامی‌های اخیر دستگیر شده‌اند” که مشخص نیست مربوط به اعتراضات امروز است یا ارائه آماری کلان از چند روز اخیر در این منطقه.
موارد فوق در حالی است که هرانا مورخ ۸ دیماه گزارش داده بود، در پی تظاهرات اعتراض آمیز در زاهدان “دست‌کم ۳ تن از دانشجویان شهر زاهدان به نام های امین رضایی، امید ارسلان پژمان، یاسین میرزایی” توسط نیروهای انتظامی این شهر دستگیر شدند.

از تاریخ ۷ دیماه تاکنون مردم شهرهای زیادی در ایران در اعتراض به وضعیت بد اقتصادی تجمع کردند. ماموران امنیتی علیه معترضان از ماشین آب‌پاش و گاز اشک‌آور استفاده کردند.

معترضانی که در روز های ابتدایی بدلیل مشکلات مالی و وضعیت بد اقتصادی در خیابان ها دست به اعتراض زده بودند، در روز های اخیر علاوه بر مشکلات اقتصادی از سران کشور منجمله رهبر ایران و نظام حاکم نیز به تندی انتقاد کردند و بر علیه آن شعار دادند.

 گزارش ویدیوی پیش رو حاصل جمع بندی ۷۳ قطعه ویدیویی از تظاهرات امروز (۱۰ دیماه) در شهرهای مختلف است که اصالت و صحت آنها توسط هرانا تایید شده است.
لینک به یوتوب : https://youtu.be/xxiznSaaDQ4

مرگ ۳ کارگر براثر حوادث کار


در دو حادثه جداگانه که روز گذشته در استان‌های آذربایجان شرقی و خراسان جنوبی اتفاق افتاده است، سه کارگر جان خود را از دست دادند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، در دو حادثه جداگانه که روز گذشته در استان‌های آذربایجان شرقی و خراسان جنوبی اتفاق افتاده است، سه کارگر جان خود را از دست دادند.
در حادثه اول که بعد از ظهر روز گذشته در شهر باسمنج آذربایجان شرقی رخ داد، ۲ کارگر کارگاه درب و پنجره سازی دچار برق‌گرفتگی شدند و جان خود را از دست دادند.
وحید شادی نیا، سخنگوی اورژانس استان آذربایجان شرقی، درباره جزئیات این حادثه گفته است: این حادثه بعدازظهر روز یکشنبه دهم دیماه در شهرستان باسمنج اتفاق افتاد و دو نفر مقابل یک کارگاه در و پنجره سازی دچار برق‌گرفتگی شدند و برای انتقال آنها دو آمبولانس عازم محل شدند.
سخنگوی اورژانس آذربایجان شرقی گفت: مصدوم اول مردی ۲۴ ساله بود که پیش از رسیدن آمبولانس‌ها جان خود را از دست داد و مصدوم دوم نیز که مردی ۳۰ ساله بود بعد از انتقال به بیمارستان جان باخت.
وی با استناد به گفته‌های شاهدان گفت که احتمالاً این حادثه براثر تماس میلگرد با سیم‌های پست فشارقوی برق اتفاق افتاده است.
اما در حادثه دیگر که بامداد روز گذشته (۱۰ دی‌ماه) در استان خراسان جنوبی اتفاق افتاده است، یک کارگر کاشی فرزاد براثر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست می‌دهد.
در این‌باره جواد خامسان، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر خراسان جنوبی درباره این حادثه، به رسانه‌ها گفته است: با اعلام وقوع این حادثه با سامانه ۱۲۵، امدادگران به محل حادثه اعزام شدند.
تیم آتش‌نشانی وامداد با حضور محل حادثه با کارگر جوانی روبرو شدند که با سقوط از ارتفاع در خاک فرو رفته بود به‌طوری‌که فقط پاهایش از خاک بیرون مانده بود.
خامسان افزود: در پیگیری‌های به‌عمل‌آمده مشخص شد کارگرحادثه دیده براثر شدت جراحات وارده در همان دقایق اولیه جان خود را از دست داده است.

مسمومیت سه کارگر کارخانه قند شمال خوزستان بر اثر گازگرفتگی


سه کارگر شاغل در کارخانه قند شمال خوزستان در شوش براثر گازگرفتگی دچار مسمومیت شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، دیشب، دهم دی‌ماه، گازگرفتگی ناشی گاز گوگرد در شرکت قند شمال خوزستان سه کارگر را مسموم و روانه بیمارستان کرد.
از قرار معلوم، در پی اطلاع از وقوع حادثه حوالی ساعت ۲۲ شب گذشته در کارخانه قند شمال خوزستان، پرسنل آتش‌نشانی به‌سرعت به محل اعزام شدند.
کارگران مصدوم این شرکت که ۲ جوان ۲۷ ساله و یک مرد حدوداً ۵۰ ساله بودند به‌وسیله ۲ دستگاه آمبولانس به بیمارستان شوش منتقل کردند.
شایان‌ذکر است، کارخانه قند شمال خوزستان در شوش اخیراً به چرخه تولید بازگشته است.