۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

سخنان سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس پیرامون اعتصاب غذای محمود بهشتی لنگرودی


خبرگزاری هرانا ـ سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس پیرامون اعتصاب غذای محمود بهشتی لنگرودی برای برگزاری دادگاهی علنی با حضور هیات منصفه گفت که تشخیص علنی برگزار شدن دادگاه بر عهده قاضی بوده و حضور هیات منصفه نیز نمی تواند موجه باشد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جارپرس، محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان هم اکنون در بند هفت زندان اوین بسر می برد. وی در اعتراض به احکامی که توسط قضاتِ دادگاه انقلاب علیه ایشان صادر شده از روز چهارشنبه اول اردیبهشت ۹۵، برای سومین بار در هشت ماه اخیر، دست به اعتصاب غذا زده است و درخواست برگزاری دادگاهی علنی و قانونی، با حضور هیات منصفه، مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای رسیدگی به اتهامات خود را دارد.
محمدعلی اسفنانی پیرامون این موضوع اظهارکرد: “اینکه اجازه ورود به وکیل در دادگاه داده نشود غیرقانونی است، ما طبق مصوبه ای که سال گذشته اجرایی شد، (قانون آیین دادرسی کیفری)، حتی در جرایم امنیتی هم وکیل حق حضور دارد و این موضوع در شرایط خاص و درمرحله مقدماتی و تحقیقات مقدماتی است؛ هنگامی که تحقیقات مقدماتی تمام شد هر وکیلی می تواند حضور پیدا کند”.
وی ادامه داد: “این از نقاط قوت قانون ما بوده و اگر کسی به آن عمل نکند خلاف قانون عمل کرده است، اگر کسی حتی در پرونده های امنیتی وکیل گرفت و اجازه حضور ندادند خلاف قانون است”.
اسفنانی با بیان اینکه اگر متهمی درخواست کرد که دادگاه وی علنی و با حضور هیات منصفه باشد، دو مورد قابل بررسی است، عنوان داشت: “اول در مورد علنی بودن، اصل بر آن است که دادگاه هاباید علنی باشد و قانون اساسی نیز آن را می گوید، مگر اینکه مطابق مقررات قانونی دادگاهی را غیرعلنی اعلام می کنند. لذا تشخیص آن برعهده قاضی رسیدگی کننده است که دادگاه علنی برگذار شود یا غیرعلنی و حق اعتراض هم برای متهم وجود دارد که اعتراض کند”.
وی ادامه داد: “دوم اینکه متهم درخواست کند دادگاه با حضور هیات منصفه برگزار شود مطابق قانون نیست، در قانون جرایم خاصی قید شده که با حضور هیات منصفه رسیدگی شود، یکی از آنها جرایم مطبوعاتی و دیگری جرم سیاسی است و جرم آقای بهشتی مطبوعاتی نبوده و از سوی دیگر جرم سیاسی هم که نمی تواند باشد، پس این درخواست نمی تواند موجه باشد”.
سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در پایان گفت: “مبحث جرم سیاسی هنوز در قانون ما به نتیجه نرسیده ، پس هنوز ما چیزی به اسم جرم سیاسی نداریم و ممکن است که این جرم امنیتی باشد”.

تجمع اعتراضی دامداران اصفهان به اجرا نشدن مصوبه هیأت دولت


خبرگزاری هرانا ـ دامداران اصفهانی پیش از ظهر امروز با تجمع در مقابل استانداری اصفهان نسبت به محقق نشدن مصوبه هیأت دولت اعتراض کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، گروهی از دامداران عضو شرکت تعاونی گاوداران استان اصفهان پیش از ظهر امروز  با حضور در مقابل ساختمان استانداری اصفهان، حمایت مسئولان از تولید شیر و گوشت داخلی را مطالبه کردند، این تجمع همزمان و به صورت هماهنگ با دامداران استان‌های قزوین، خراسان رضوی، البرز، قم و فارس نیز شکل گرفته است.
پیروز علوی‌نیا عضو هیأت مدیره شرکت تعاونی گاوداران استان اصفهان در حاشیه این تجمع گفت: “طبق مصوبه ۹۳/۴/۱ هیأت دولت، قیمت هر لیتر شیر یک‌هزار و ۴۴۰ تومان و به صورت خرید تضمینی بوده اما در حال حاضر کارخانه‌های شیر هر لیتر را یک هزار تومان از گاوداری می‌خرند”.
وی افزود: “از طرفی مافیای واردکننده شیر خشک، سال گذشته ۸ هزار تن شیرخشک وارد کشور کرده که ضربه جدی به تولیدکنندگان داخلی وارد کرده است”.
علوی نیا ادامه داد: “منبع درآمدی دیگر دامداران از گوشت دام‌هاست؛ سال گذشته برای تأمین نیاز کشور واردات ۱۰ درصد گوشت مورد نیاز کشور از برزیل به تصویب رسید اما سندهایی در اختیار داریم که این میزان به ۴۰ درصد افزایش یافته است”.
وی واردات را دلیل اصلی کاهش قیمت شیر گاو داران دانست و عنوان کرد: “در سالی که ابتدای آن رهبر انقلاب به عمل در راستای اقتصاد مقاومتی تأکید کردند، افرادی در پشت پرده با واردات سعی در از بین بردن تولید کشور را دارند”.
عضو هیأت مدیره شرکت تعاونی گاو داران استان اصفهان بیان کرد: “ایشان در صحبت‌های اخیرشان بر تولید ملی به جای استفاده از کالاهای خارجی بارها تأکید کردند اما عدم‌حمایت از دامداران ایرانی باعث شده شرکت تعاونی گاو داران استان اصفهان که تا چند ماه قبل بیش از ۴ هزار و ۸۰۰ عضو داشت امروز به ۲ هزار عضو کاهش پیدا کند”.
علوی نیا خاطر نشان کرد: “۲ هزار و ۸۰۰ نفری که از این تعاونی خارج شده‌اند به منزله بیکار شدن چند هزار نفر است که در گاوداری‌های سطح استان فعالیت داشتند”.

هشدار قریب‌الوقوع‌بودن اعدام ۲۷ زندانی سنی‌مذهب در زندان رجایی‌شهر


خبرگزاری هرانا– روز گذشته رئیس بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج با حضور در سالن ۱۰ این بند به زندانیان سنی مذهب محکوم به اعدام اعلام کرد حکم همه آنان به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید زودتر بنویسید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، مسئول بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج، آقای شجاعی، با حضور در سالن ۱۰ این زندان که ۲۷ زندانی سنی‌مذهب با حکم‌های تایید شده اعدام نگهداری می‌شوند اعلام کرده است “حکم همه به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید بنویسید زودتر انجام دهید. نمی‌خواهم بعدا عذاب وجدان داشته‌باشم.”
این زندانیان اهل سنت از سوی دستگاه قضاییه با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروه‌های سلفی”، “افساد فی‌الارض” و “محاربه” به اعدام محکوم شده اند و درباره جزئیات و فعالیت های آنان از سوی مسئولین و ارگان های قضایی شفاف‌سازی نشده است.
اکثر این زندانیان در سال‌های ۸۸ تا ۹۰ در کُردستان توسط مأموران وزرات اطلاعات بازداشت شده و پیش از محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و یا ارتباط با خانواده، برای چندین ماه در سلول انفرادی نگهداری می‌شده‌اند و این نگرانی وجود دارد که آنها در این دوران شکنجه شده و یا مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند.
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار هرانا قرار گرفته، اکثر متهمین اتهام شرکت در مبارزات مسلحانه را رد کرده و گفته اند تنها به دلیل اعتقادات خود و فعالیت‌هایی همچون شرکت در جلسات مذهبی و پخش مطالب مذهبی دستگیر شده‌اند.
گفتنی است که دست کم یک زندانی در این لیست به نام برزان نصرالله زاده در زمان دستگیری کمتر از هیجده سال داشته است.
اسامی ۲۷ زندانی اهل سنت محکوم به اعدام در زندان رجایی‌شهر کرج:
۱. ﮐﺎﻭﻩ ﻭﯾﺴﯽ
۲. ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ
۳. ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ
۴. ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ
۵. ﮐﺎﻭﻩ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۶. ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۷. ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ
۸. ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ
۹. ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ
۱۰. ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ
۱۱. ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ
۱۲. ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ
۱۳. ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ
۱۴. ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ
۱۵. ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ
۱۶. ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۷. ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۸. ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۹. ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ
۲۰. ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ
۲۱. ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ
۲۲. ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ
۲۳. ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ
۲۴. ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ
۲۵. ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۲۶. ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ
۲۷. ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ

خودکشی بیمار به‌خاطر نداشتن هزینه پذیرش


خبرگزاری هرانا ـ مرد ۴۷ ساله درحالی‌که از درد به‌خودش می‌پیچید، راهی بیمارستان دولتی در تهران شد اما وقتی شنید تا زمانی که ۳۰۰هزار تومان به‌حساب بیمارستان واریز نکند، پذیرش نخواهد شد، دست به اقدامی هولناک زد. این مرد از طبقه سوم بیمارستان خود را به پایین پرت کرد و به کما رفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، این حادثه بعدازظهر جمعه در یکی از بیمارستان‌های دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالی‌که از درد به‌خودش می‌پیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند که تاریخ دفترچه‌اش منقضی شده و او باید ۳۰۰ هزار تومان واریز کند تا پذیرش شود.
مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار کردند که تا واریز شدن پول، او را پذیرش کنند، کسی گوشش بدهکار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان ده‌ها شاهد می‌غلتید و فریاد می‌زد اما وقتی دید کسی به دادش نمی‌رسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت کرد.
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوکه کرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح می‌دهد: “برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویین‌زهرا زندگی می‌کند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شکم شد طوری که از شدت درد به‌خودش می‌پیچید”.
۲ نفر از آشنایان به کمکش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل کردند تا به بیمارستان… برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچه‌اش را داد اما گفتند که تاریخ دفترچه گذشته و باید ۳۰۰هزار تومان پرداخت کند. برادرم گفت که بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها می‌توانند از سیستم‌شان استعلام بگیرند.
اما حرف مسئولان پذیرش یکی بود. آنها ۳۰۰هزار تومان می‌خواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رای‌گیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امکان این را نداشتم که این پول را کارت به کارت کنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت که خودش را می‌رساند و پول را واریز می‌کند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار کرد که تا رسیدن خواهرم او را پذیرش کنند، قبول نکردند.
ده‌ها نفر دیدند که چطور برادرم از شدت درد روی زمین می‌غلتید و فریاد می‌زد. آنها حال برادرم را دیدند و کاری نکردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود که در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت کند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود که خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناک در حالی رخ داد که بسیاری از مراجعه‌کنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید کردند. علی شفیعی پس از این حادثه به‌دلیل شدت جراحاتی که دیده بود به کما رفت و حالا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.
برادرش با گریه می‌گوید: “به‌خاطر ۳۰۰هزار تومان، کاری کردند که برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و ۲بچه زیر ۱۰سال دارد. حالا می‌گویند که او در کماست. یکی می‌گوید مرگ مغزی شده و دیگری می‌گوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شکایت کرده‌ایم و امیدواریم مسئولان به این شکایت رسیدگی کنند. براساس این گزارش، روز گذشته خبرنگار همشهری تلاش کرد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفت‌وگو کند اما تماس‌های مکرر با بیمارستان بی‌فایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید کردند”.

اختلاف ۳۵ برابری حقوق یک مدیر با کارگر


خبرگزاری هرانا ـ حقوق پایه بسیاری از مدیران دولتی و خصوصی در ایران ارقام نجومی میلیون ها تومن را در بر میگیرد، بصورت میانگین حقوق یک مدیر ۳۵ برابر حقوق یک کارگر است در حالی که حقوق پایه یک استاد دانشگاه با یک کارگر نظافت برابری میکند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین، در حالی که حقوق کارگران در کشور ما حتی از کشور چین هم کمتر است و تقریباً بیش از ۸۰درصد کارگران زیر خط فقر هستند اخبارمنتشر شده همچنان نشان می‌دهد تبعیض فاحش در پرداخت حقوق کارمندان و کارگران با  مدیران بلند پایه بعضاً بیش از ۳۵برابر است. این موضوع نشان از بی عدالتی‌های موجود در سیستم‌های حقوقی است و کارگران می‌گویند مدیرانی که خود درآمدهای چند ده میلیونی دریافت می‌کنند قادر به درک شرایط سخت کارگران با حداقل دستمزد نیستند.
البته ربیعی، وزیر کار و رفاه اجتماعی بر این امر اذعان دارد که حقوق کارگران کفایت نمی‌کند.
وزیرکار با بیان اینکه هنوز حقوق کارگران با میزان مطلوب فاصله بسیاری دارد، گفته بود: “از اینکه سفره‌های کارگران هنوز خالی است، بنده به عنوان وزیر از این مسئله شرمنده‌ام”.
این همان حرفی است که رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران گفته و آورده است: “برآوردهای کارگران از هزینه حداقل سبد معیشتی ۲میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است. در این سبد، هزینه‌های مسکن و بهداشت دیده نشده و فقط خوراک لحاظ شده است، از این رو آنچه ما در نظر گرفته ایم رقمی حدود ۳میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است”.
رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ادامه داد: “در حال حاضر میانگین پرداختی حقوق کارگران یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است که تکافوی زندگی آنان را نمی‌دهد. الان با اجرای برجام و عبور از تحریم‌ها باید ‌ساز و کاری طراحی شود تا کارگران بتوانند معاش خود را تامین کنند زیرا در حال حاضر قشر کارگری تحت فشارهای سنگینی است”.
این ‌ساز و کار از این جهت حایز اهمیت است که در کشورهای توسعه یافته اختلاف دریافت‌ها به دلیل ملاحظات مالیاتی و اخذ مالیات پلکانی مانع از تبعیض دریافتی‌ها تا حد ۳۵۰۰ درصدی میان مدیران رتبه بالا و پایین است.
خاطره‌ای تلخ برای حقوق بگیران!
با این حال اکثر مدیران و معاونان در هر رده‌ای حقوق بالای ۱۰میلیون تومان با احتساب پاداش سالانه دریافت می‌کنند و سفر‌های خارجی آنها یک دریافت اضافی خواهد بود، به نحوی که روز گذشته توکلی با ذکر خاطره‌ای در صفحه شخصی خود خبر از دریافت حقوق ۳۵ میلیونی یک مقام عالی رتبه دولتی داده است که حاضر شده با یک گفت وگو ۷ میلیون تومان از حقوق ماهانه‌اش را نگیرد!
احمد توکلی در مطلبی با عنوان «این خاطره مزاح و شوخی نیست» در کانال شخصی خود آورده است: به فلان مسئول عالی رتبه دولتی اعتراض کردم که چرا باید ۳۵ میلیون تومان حقوق ماهانه دریافت کنی؟
گفت: «من نه سهام دارم و نه کار اقتصادی می‌کنم و نه درس می‌دهم. اگر این حقوق را نگیرم باید این کار را رها کنم.»
گفتم: “مگر چقدر خرج داری که به کمتر از این راضی نیستی”.
حرف بین‌مان زیاد زده شد. آخر سر گفت به خاطر شما ۷میلیون تومان از حقوقم را کم می‌کنم و رفت.
پیشتر و در سال‌های قبل نیز توکلی از دریافت حقوق‌های چند ده میلیونی در وزارت نفت پرده برداشته بود. اما ظاهراً برخی نمایندگان نیز از این قاعده مستثنا نیستند و با احتساب مأموریت‌ها و حق مسکن حقوق‌های ۳۲ میلیونی می‌گیرند.
حقوق بگیران و کارگران می‌گویند وقتی چند هزار مدیر در کشور حقوق‌های چند برابر بیشتر از خط فقر می‌گیرند بنابراین طبیعی است که درد کارگران را برای حل معادله زندگی با حقوق یک میلیون تومان ندانند.
بنابر این گزارش دریافتی حقوق مدیران کل به بالا به خصوص در شرکت‌های دولتی و وابسته دولتی و شبه دولتی تبعیضی آشکارتر با حقوق کارمندان دارد و معمولاً اختلافی چندین برابری دارد که بخشی از آن سوء استفاده از اختیارات مدیرعامل‌هاست و بخشی دیگر ساختار‌های غلط استخدامی و روابط سببی و نسبی مسئولان است!
فیش حقوقی مدرس دانشگاه با پایه یک آبدارچی!
یک مدرس دانشگاه فعال در این باره به خبرنگار ما گفت: “در دانشگاه وزارتخانه‌ای مشغول به تدریس هستم اما چون استخدام نیستم جایگاه حقوقی من خدمات است و من با حقوق یک آبدارچی بدون تخصص در حال تدریس در دانشگاه هستم”.
وی با تأکید بر لزوم ساختار پرداخت حقوق‌ها گفت: آبدارچی هم اگرچه تخصصی ندارد ولی انسان است  باید دریافتی‌اش برای حداقل معیشت و زندگی مناسب باشد.
وی تأکید می‌کند بسیاری از آقازاده‌ها یا سفارش‌شده‌ها در حالی که عمر حضورشان کمتر از انگشتان یک دست در دستگاه‌های مختلف است اما دریافتی آنها بیشتر از کارمندان ۱۰ سال به بالا است.
یک کارشناس اقتصادی نیز در این باره می‌گوید: “به غیر از اینکه حداقل حقوق‌ها در جهان برای ترمیم حداقل معیشت لازم است، خود حداقل حقوق به عنوان شاخصی از پیشرفت نیز به شمار می‌آید.   وی با بیان اینکه تردیدی نیست که متخصص‌ها، مدیران بلندپایه و اعضای کابینه باید باید از حقوق مکفی برخوردار باشند اما این دلیل بر اختلاف ۳۵ برابری یک کارگر با مدیران بلند پایه آن نیست”.
وی با بیان اینکه در برخی سازمان‌ها و بنیادها به این نتیجه رسیده‌اند که برای کارایی بهتر هم باید حداقل حقوق را ترمیم کرد و هم فاصله دریافتی مدیران را کم کرد، افزود: به عنوان مثال بنیاد «م» سال گذشته در اقدامی شایسته مدیر خود را که حدود ۲۰ برابر کارگر خدماتی شرکتش دریافت می‌کرد مجاب به کاهش حقوق خود کرد.
وی تأکید کرد: “علاوه بر این موارد باید توجه داشت که وقتی حداقل حقوق را کمتر از سطح حداقل معیشت در نظر می‌گیریم نباید انتظار داشته باشیم بحران کاهش تقاضا رفع شود”.
مردم بعد از دولت به عنوان بزرگ‌ترین تقاضا در اقتصاد وقتی قدرت خرید خود را از دست بدهند تنها حقوق بالای ۱۰ میلیون تومان ۱۰ هزار مدیر باعث خروج از رکود نخواهد شد.
گفتنی است، در ابتدای دولت مصوبه‌ای برای افزایش و ترمیم حقوق کابینه ارائه شده بود و سال گذشته نیز دولت اختیارات ویژه‌ای را برای افزایش حقوق ۲۵ درصدی برخی از کارمندان را داده بود که با دستور رئیس مجلس لغو شده بود.

نگاهی آماری به وضعیت کارگران در یک سال اخیر


خبرگزاری هرانا – گزارش پیش رو چکیده‌ی گزارشات کارگری منتشر شده از روز کارگر سال ۹۴ تا روز کارگر سال ۹۵ مشتمل بر بررسی ۳۱۱ گزارش از بیکاری، زندان و وضعیت معیشتی و شغلی کارگران ایران است که توسط مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه و تدوین شده است.
بنا بر گزارشات مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی بررسی ۳۱۱ گزارش کارگری منتشر شده در ۱۲ ماه اخیر، کارگران ایران در سال ۹۴ به نسبت مدت مشابه در سال ۹۳ بیشتر از کار بیکار شدند.
در سالی که گذشت دست کم ۶۶ فعال کارگری در سراسر کشور بازداشت شدند، این آمار شامل بازداشت ۳ فعال کارگری در سنندج، ۱ بازداشت در تبریز، ۳ کارگر در طرزه سمنان، ۱۰ فعال کارگری در عسلویه، ۱ فعال کارگری در تهران، ۳۵ فعال کارگری در کرمان، ۱۲ فعال کارگری در درود لرستان و ۱ فعال کارگری در بندر لنگه است که با توجه به بازداشت ۱۵ تن در مدت مشابه در سال ۹۳-۹۴ از افزایش فشاری کم سابقه بر فعالان این حوزه خبر می دهد.
بر اساس این گزارش در سال ۹۴ دستکم ۵۸۶۳ نفر از کار اخراج و یا تعدیل شدند که این عدد به نسبت زمان مشابه در سال ۹۳ یعنی عدد ۲۸۶۱، بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. درواقع کارگران ایرانی در سال ۹۴ هم با برخورد امنیتی بیشتری مواجه بوده اند و هم با از دست دادن کار، اخراج و تعدیل، هرچه بیشتر در فقری بی پایان و فزاینده فرو رفته اند.
همچنین بنا به اعلام مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در آغاز سال جاری حداقل ۱۱ درصد برآورد شده است. کافی است اشاره شود در آستانه نوروز ۹۵، حداقل ۲۴۰ هزار نفر شغل خود را از دست داده و به خیل بیکاران پیوسته اند.
در همین رابطه بنا بر اعلام رئیس اتاق بازرگانی، هرساعت ۱۵۰ نفر به بیکاران کشور اضافه می شود. این وضعیت در حالی است که عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در آغازین روزهای اردیبهشت ماه امسال از ورود سالانه ۸۰۰ هزار فارغ التحصیل دانشگاهی به جمع بیکاران خبر داد.
در کنار تمام دشواری های مورد اشاره سالی که گذشت سالی غمبار برای جامعه کارگری ایران شد، در این سال جامعه ایرانی در سوگ از دست دادن شاهرخ زمانی، فعال کارگری محبوس در زندان رجایی شهر کرج نشست هر چند او تنها نبود و جان کارگران درون و بیرون زندانها امنیت نداشت به نحوی که  در مدت ۱۲ ماه گذشته حداقل ۲۴۵۲ کارگر در پی حوادث کار ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار جان خود را از دست دادند.
در سالی که گذشت سبد خانوار خانواده ماهانه ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان تعیین شد اما این رقم با مبلغ ۸۱۲ هزار تومانی که به عنوان حداقل دستمزد سال ۹۵ تصویب شد، فاصله ۱۸۷ درصدی دارد، تعیین حداقل دستمزد از سوی شورای عالی کار که بنا به آنچه که بسیاری از صاحبنظران و فعالین کارگری بیان می کنند، بسیار پایین تر از نرخ تورم واقعی موجود در کشور و نیز پایین تر از ارزش سبد مصرفی خانوار است دلیلی دیگر بر ضعیف بودن صداى کارگران و تداوم اعتراضات جامعه کارگری کشور است.
شاید حداقل در سطح آمار و گزارشات منتشره تنها نقطه امیدوار کننده در قیاس سالهای ۹۳ با ۹۴، مقایسه تعداد ماههایی باشد که در آن کارگران حقوق دریافت نکرده اند. بر اساس آمارهای گردآوری شده توسط مرکزآمارمجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عدم پرداخت حقوق و عواید کارگران از ۴۳۷ ماه در سال ۹۳ به ۱۳۱ ماه در سال ۹۴ کاهش یافته است.
ناامنی شغلی در سایه قراردادهای موقت کار، عدم اجازه فعالیت به سندیکاهای کارگری مستقل، تعطیلی کارگاه ها و کارخانه ها و بیکاری هر روزه تعداد زیادی از کارگران، عدم ایمنی محیط های کار و افزایش میزان حوادث، عدم برخورداری از بیمه تامین اجتماعی مناسب همه گیر، عدم پرداخت به موقع حقوق و نیز تبعیض در پرداخت حقوق ها به ویژه با افزایش روزافزون کارگران غیر رسمی و پنهانی که از هرگونه حقوق قانونی محروم هستند، تنها بخشی از مشکلات و دلایل اعتراضی کارگران طی یک سال اخیر بوده است.
این در حالی است که خصوصی سازی کارخانه ها و شرکتهای دولتی بدون در نظر گرفتن منافع بلند مدت کارگران منجر به شکل گیری اعتراضات گسترده ای شده است..

زنان کارگر یک هشتم حقوق را دریافت می کنند


خبرگزاری هرانا ـ آمارهای رسمی سهم زنان کارگر را در جامعه کارگران ۵ درصد اعلام می کنند، ولی آمارهای غیر رسمی و مخدوش بیش از این عدد را برای حضور زنان در مشاغل غیر رسمی کارگری بر می شمارد. در مشاغلی چون کشاورزی، باغبانی و خدماتی زنان کارگر هستند که حضور پر رنگ تری نسبت به مردان دارند. با وجود فعالیت زنان با دستمزدهایی کمتر از مردان و پر رنگ تر در مشاغل خدماتی، نرخ بیکاری زنان کارگر رو به تزاید است. گرچه بسیاری از کارشناسان بازار کار نمودار رشد بیکاری در زنان و مردان کارگر را محصول عملکرد ضعیف و منفی دولت هشتم و نهم می دانند که به دلیل مشکلات سیاسی و اقتصادی روند رو به رشد گرفته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از پانا، مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی زندگی را بر کارگران سخت کرده. شاید بهتر است بگوییم کارگران در کشور وضعیت مطلوبی ندارند و بیش از این زنان کارگر هستند که از این موضوع رنج می برند. زنانی که به دلیل بیماری، اعتیاد همسر، فقر و … مجبورند به صورت غیر رسمی کار کنند و در هیچ جا نه قراردادی به نامشان بسته می شود و نه بیمه ای به اسمشان وجود دارد. زنانی که راه پله می شویند. در مترو دست فروشی می کنند. گوشه یک خیابان پر رونق، بساط کارهای دستی شان را پهن کرده اند و می فروشند. زنانی که سبزی برای دیگران پاک می کنند. اینها کارگرند. زنان کارگر. کارگران غیر رسمی. کارگرانی که مزدشان بسیار اندک و گاها ناچیز است.
م.الف زنی ۳۷ ساله با دو فرزند است. پسرش دبیرستانی و دخترش دبستانی .او کار می کند. برای همسایه هایش سبزی سرخ می کند. به فصلش ترشی می گذارد و گاهی برای رونق بیشتر زندگی اش به خانه های بالاشهر برای پاک کردن راه پله می رود. او می گوید شوهرم بازخرید شده و پولی که از کارش نصیبمان شد همه را خرج اعطینا کرده است. حالا مانده آس و پاس. او می گوید؛ مجبورم برای حفظ زندگی و آبرویم کار کنم. شوهرم هر جا برای کار می رود، نمی ماند و بهانه گیری می کند. او ناراضی نیست و با لبخند تلخی می گوید خدارو شکر .
م.عابدی زنی ۸-۵۷ که در راه پله آپارتمانی در حال شستن پله هاست. موهایش از فرط گرما به سرش چسبیده. صورتش خسته و زرد است. وقتی از او درباره زندگیش می پرسم، می گوید: “شوهرم بیمار است. بیمار روانی. کار نمی کند. مجبورم کار کنم. خانواده ام آدم های آبرومندی هستند. برادرهایم نمی دانند کار می کنم. غصه می خورند و غرورشان جریحه دار می شود. نمی شود دایما آویزان این و آن بود. او از کمی مزد و خشونت در کار کمی گلایه داشت و معتقد بود چاره ای هم نیست باید برای زنده بودن کار کرد، کار”.
زنان کارگر یک هشتم حقوق را دریافت می کنند
بر اساس یک تحقیق میدانی که اخیراً در شهرستان ها انجام شده است، نشان می دهد زنان کارگری که در طول یک سال یک قالی می بافند، یک میلیون تومان به عنوان دستمزد دریافت می کنند که تقریباً ماهی ۱۰۰ هزار تومان می شود. یعنی این زنان یک هشتم حداقل حقوق را دریافت می کنند. اما به دلیل این که آنها به این پول نیاز دارند، به این شکل مورد بهره کشی قرار می گیرند. شرکت هایی هم که از کارگران پیمانی استفاده می کنند، به دلیل اجبار و محدودیتی که زنان برای کار کردن دارند، کمتر از حقوق مصوب به آنها پرداخت می کنند.
طبق این تحقیق میدانی، کسانی که در بخش های دیگر خدماتی کار می کنند، مثل منشی ها یا کارگرانی که در مطب پزشکان یا جاهای دیگر کار می کنند، اکثراً کمتر از حداقل حقوق قانون کار را دریافت می کنند و بیمه هم نمی شوند، زیرا اذعان می شود این بنگاه ها تولیدی نیست و خدماتی است.
به طور کلی اشتغال زنان کارگر در معرض تهدیدهای اقتصادی جامعه قرار دارد و آنها همواره از شرایط بی ثبات اقتصادی متضرر می شوند و با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. بیکاری، کمبود درآمد و ثابت نبودن شرایط اقتصادی، مهم ترین مسائلی است که زنان کارگر با آن روبه رو هستند.
در کنار این مسائل، مشکلات فرهنگی کار هم وجود دارد. از جمله این مشکلات، تخریب شخصیتی، اهانت و ترساندن و تهدیداتی است که باعث می شود زنان کارگر با فشارهای روحی و روانی بسیاری روبرو شوند.
نرخ بیکاری زنان کارگر دو برابر مردان
زهرا نژادبهرام فعال و پژوهشگر حوزه زنان با اشاره به وضعیت کارگران زن در ایران می گوید: “میزان و نرخ بیکاری در جامعه رو به افزایش است به طوری که این نرخ برای مردان به ۱۰.۵ و برای زنان به ۲۰ درصد رسیده است. در حوزه کارگران این بیکاری بیشتر به چشم می آید”.
رشد بیکاری کارگران در دولت نهم 
به گفته این استاد دانشگاه، میزان بیکاری در دولت هشتم و نهم رشد چشمگیری داشته و در این میان با توجه به وضعیت اقتصادی و فرهنگی بیشترین بیکاری مشمول کارگران شده است.
وی به مصوبه ای در دولت نهم اشاره می کند و می گوید: “مصوبه ای که در دولت نهم تصویب شد مبنی بر اینکه اولویت استخدام با مردان متاهل فرزنددار است نه حتی زنان بی سرپرست یا بدسرپرست. این موضوع نشان دهنده بی توجهی دولت گذشته به کارگران به خصوص زنان است”.
سهم ۵ درصدی زنان کارگر 
او فرصت های شغلی برای زنان کارگر را در کشور اندک می داند و می گوید: “۵ درصد کارگران ایرانی را زنان تشکیل می دهند. اگر با توجه به این تعریف که هر کسی که کار می کند و در مقابل کار مزدی را دریافت می کند کارگر بدانیم، عدد کارگری در کشور ۱۳ درصد است. اما مفهوم کارگر به معنای متداول امروزی یعنی مشاغلی که صنعتی و خدماتی به حساب می آیند را در نظر بگیریم نرخ اشتغال زنان همان ۵ درصد به حساب می آید”.
آمار دقیقی از زنان کارگر غیر رسمی نداریم 
به گفته وی با توجه به مفاهیم قانون کار، کارگران به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم می شوند. رسمی در کارگاه هایی که بیش از ۱۰ نفر هستند و غیررسمی که تعدادشان بی شمار است شامل کارهای خدماتی، مانند کار در مزارع، کار درمنازل و … به حساب می آیند. اینها کارگرانی هستند که نه بیمه دارند و نه قرارداد و آمار دقیقی از این کارگران زن وجود ندارد زیرا آمارها مخدوش است.
سهم بیشتر زنان کارگر در مشاغل خدماتی
نژادبهرام با اشاره به اینکه زنان سهم بیشتری در مشاغل کارگری دارند می گوید: “در مشاغلی چون کشاورزی سهم زنان از مردان بیشتر است ولی از آنجائی که تحت پوشش هیچ بیمه و قانون کاری نیستند در آمارها دیده نمی شوند”.
او به مسائل و مشکلات کارگران اشاره می کند و می گوید: “مشکلات زنان کارگر عمومی و اختصاصی است. مسائل عمومی مربوط به معیشت، بهداشت، فرصتهای شغلی و مسائل اختصاصی شان نامناسب بودن حقوق و دستمزد، عدم ارتقای شغلی، در معرض تعطیلی قرار گرفتن کارگاه ها و ارزش گذاری به حساب می آید”.
نژاد بهرام با اشاره به تاثیر اتحادیه های کارگری در رفع مشکلات زنان کارگر می گوید: “حدود ۲۵ اتحادیه کارگری در کشور فعال است که مدافع حقوق زنان کارگر است ولی متاسفانه کارگران به دلیل کم سوادی به حقوقشان آشنا نیستند و بیشتر در حق زنان کارگر غیررسمی اجحاف می شود”.
به گفته دبیر شورای اطلاع رسانی معاونت زنان ریاست جمهوری خشونت علیه زنان کارگر یکی دیگر از دغدغه هایی است که باید مورد توجه قرار گیرد. البته بیشتر این خشونت های شغلی شامل زنان کارگر غیررسمی می شود.
او با اشاره به راهکاری موجود برای بهبود وضعیت زنان کارگر اشاره می کند و می افزاید: “اتحادیه کارگری در این میان نقش موثری برای چانه زنی دارند باید قانونی به نفع زنان کارگر مصوب شود و در چارچوب مشخصی قرار گیرد. یعنی کارگران باید حتی با کمترین حقوق قردارداد و بیمه شوند”.
فراهانی مشاور عالی کانون انجمن صنفی کارگران درباره وضعیت زنان کارگر، می گوید: “زنان کارگر در قانون حقوقی دارند که مشخص است ولی متاسفانه این قانون در کارگاه ها یا کارخانجات دیده و اجرایی نمی شود .او معتقد است البته گاهی در این قوانین مصوب افراط و تفریط وجود دارد”.
فراهانی به مرخصی ۹ماهه زنان به عنوان مثالی برای افراط در قوانین اشاره می کند و می گوید: “مثلا میزان مرخصی زایمان برای کارفرما قابل قبول نیست زیرا یک مسئول کارگاه شخصی نمی تواند ۹ ماه تمام جایی را برای یک کارگر خالی نگه دارد و چرخه اقتصاد این کارگاه را متوقف کند تا زن کارگر پس از زایمان از مرخصی بازگردد. اینها مسائلی است که دقیقا در قانون به آن پرداخته نشده است و سبب شده در بزنگاه ها مورد چالش قرار گیرد”.
۷۰درصد کارگران نه بیمه دارند و نه قرارداد
وی ادامه می دهد: “در حال حاضر ۷۰ درصد کارگران نه بیمه دارند و نه قرارداد و مسئولان نیز چشمشان را به این قانون شکنی ها بسته اند. در این حال زنان کارگر بیش از مردان رنج می برند”.
صالحی مشاور ارشد کانون کارگری درباره آمار زنان کارگر که به صورت غیررسمی فعالیت می کنند، می گوید: “آمار دقیقی از زنان کارگر وجود ندارد و آمارهای موجود تخمینی است”.
وی ادامه می دهد: “وضعیت زنان کارگر مناسب نیست واحدهای تولیدی ظرفیت پایینی را دارند قراردادها به صورت کوتاه مدت بسته می شود”.
مشکل زنان کارگر در حال حاضر کم بودن فرصت های شغلی از طرفی و حفظ آنها در محیط های کار از طرف دیگر است. باید به این نکته توجه داشت که گاه قوانین حمایتی که برای حمایت از حقوق زنان تصویب می شود، کار زنان را دشوارتر می کند و مشکلات جدید برای آنها به وجود می آورد. این مشکلی است که شاید کمتر مورد توجه افراد و بخش های مختلف قرار گرفته است، اما باید به طور جدی به آن پرداخت و قوانین جامع و کاربردی تصویب کرد.
زنان کارگر اکنون به حمایت های قانونی بیشتری نیاز دارند. حمایت های قانونی موجود به همراه نرخ مشارکت پایین زنان در فعالیت های اقتصادی، باعث شده است وضعیت اشتغال زنان با مشکل روبرو شود.