کلمه – گروه اجتماعی: وقتی مسوولان بنیاد شهید در زمان دولت محمود احمدی نژاد مشغول حیف و میل امانت های خانواده شهدا و جانبازان بودند و اختلاسی با رقم ۱۷۰۰ میلیارد ریال را به جا می گذاشتند بسیاری از افراد تحت پوشش همان نهادی که اموالش به یغما رفت برای احتیاجات اولیه زندگیشان در راهروهای بنیاد شهید به دنبال یک امضا بودند.
زمانی که جنگ ایران و عراق به پایان رسید آمارها از به جا ماندن خساراتی خبر میداد که جبران ناپذیر بودند. ۲۲۰ هزار شهید و ۶۷۲ هزار جانباز خسارت انسانی ماحصل جنگ هشت ساله ایران و عراق بود.
اما در کنار حیف و میل بیت المال در بنیاد شهید و ایثارگران اتفاق عجیب دیگری هم افتاد. تعداد شهدای جنگ ناگهانی با کاهش مواجه شد و رئیس بنیاد شهید وقت آمار ۱۹۰ هزار نفری شهدا را اعلام کرد. شهدایی که بر اساس منطق باید افزایش پیدا میکرد به ناگاه کاهش یافت.
جانبازان شیمیایی که هر روز توان مقاومت شان تمام میشود و جان به جان آفرین تسلیم میکنند و همچنین قربانیانی که هر روز روی مین میروند، شهدای تفحص و مدافعان حرم باید این آمار را افزایش میدادند و نه کاهش اما این از معجزات دولت پاکدست احمدی نژاد بود که هم تعداد شهدا کاهش یافتند و هم درصدهای جانبازی جانبازان .
همزمان با وقتی که مسوولان بنیاد شهید در دولت نهم و دهم ۴٠٠ هکتار زمین و کارخانه شرکت شاهد را تنها در یک فقره بدون تشریفات اداری و قانونی فروختن و پول هایش را به گفته نمایندگان مجلس در تحقیق و تفحص بنیاد شهید به خارج از کشور منتقل کردند، بسیاری از جانبازان برای احتیاجات اولیه زندگی و درمان درگیر مسوولان این نهاد بودند.
مختار حاجی عسکری، جانباز ۵۰ درصد جنگ که این روزها در برابر ساختمان بنیاد شهید چادر زده و به همراه خانواده خود در این چادر زندگی میکند یکی از همان جانبازان است.
در میانه خیابان طالقانی، در جوار ساختمان مرکزی بنیاد شهید و امور ایثارگران، گوشه پیاده رو یک چادر مسافرتی برپاست که روی آن پلاکاردهایی است با خط درشت اعتراضاتی را برای رهگذران شرح میدهد. اعتراضاتی که همه مفهوماش عدم رسیدگی مسئولان بنیاد شهید به مشکلات جانبازان است. داخل این چادر جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس به همراه همسر و دو فرزند جوانش حضور دارند. آنها ۶ روز است که به نشانه اعتراض مقابل ساختمان بنیاد شهید چادر زدهاند تا بلکه پاسخی را از جانب مسئولان دریافت کنند.
مختار حاجی عسکری جانباز ۵۰ درصددر گفتوگو با خبرگزاری تسنیم، با اشاره به نحوه جانباز شدنش در هشت سال دفاع مقدس میگوید: در جبهه سه بار مجروح شدم. دو بار در سال ۶۱ و یک بار هم سال ۶۲ . فرمانده تخریب بودم و دو بار روی مین رفتم. تاریخ اولین مجروحیتم در عملیات مسلم ابن عقیل با دومین مجروحیتم در عملیات والفجر مقدماتی دو ماه و ۱۶ روز فاصله دارد. سومین مجروحیتم در عملیات خیبر بوده است. در عملیات مسلم ابن عقیل هم بغل دستم خمپاره خورد.
تا سال ۸۰ هم اصلا به بنیاد جانبازان مراجعه نکردم. در سال ۸۰ در اثر مشکلاتی که در زندگی پیدا کردم مجبور شدم به بنیاد بیایم. به نوعی فقط برای خدا به جبهه رفته بودم و دنبال درصد نبودم اما مشکلات مالی و مسکن به من فشار آورد و مجبور شدم و برای تعیین درصد جانبازی اقدام کردم. سال ۸۰ به کمیسیون پزشکی بنیاد رفتم و ۵۰ درصد جانبازی به من دادند. ۲۵ درصد از این ۵۰ درصد، اعصاب و روان است.
عسکری از علت حضور خود در مقابل ساختمان مرکزی بنیاد شهید و امو ر ایثارگران در خیابان طالقانی تهران چنین میگوید: سه سال در بنیاد به دنبال تسهیلات دویدم تا سال ۸۳ که به من دستور خرید خانه دادند. گفتند سه خانه پیدا کن، بازرسان مسکن ما میآیند یکی از آنها را تایید میکنند و میخرند. ما رفتیم و در بنگاهها میگشتیم. سه خانه پیدا کرده و به بنیاد معرفی کردیم. یکی از آنها را تایید کرد و برای تخصیص بودجه رفت. یک خانهای بود که در آن سال، ۳۲ میلیون تومان قیمتش بود. متاسفانه تا الآن نخریدند. روسا یک به یک عوض شدند. و هر شخص جدیدی که میآمد میگفت ما نسبت به این دستور هیچ تعهدی نداریم.
دو سال پیش یعنی در سال ۹۲ وقتی اینجا چادر زده بودم آقای دکتر صمیمی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ دستور واگذاری یک قطعه زمین در پروژه همت را به من داد.
دو سال هم از این ماجرا میگذرد و متاسفانه هیچ اقدامی در مورد واگذاری نکردهاند. یعنی به طور کلی اینها روی کاغذ خانه میدهند و روی کاغذ جانباز را صاحب خانه و صاحب ماشین میکنند. تمام مشکلات جانبازان روی کاغذ حل میشود.
او در ادامه توضیح میدهد: به من گفتند چون تا سال ۸۰ اقدامی برای جانبازی نکرده بودی از بغل اسم تو یک نفر خانه یا زمینی را به اسم خودش برداشته است. توانستم ثابت کنم که من چیزی نگرفته ام ولی مشخص نشد که زمین من را به چه کسی دادهاند. این موضوع را معاونت مسکن جانبازان در سال ۸۳ گفت. او گفت در سیستم زده شما منزل مسکونی دارید. وقتی ثابت شد که چنین چیزی صحت ندارد. یک دستور کتبی دادند معاونت مسکن بنیاد شهید برای مدیر کل بنیاد شمال شرق تهران یعنی محمد جواد قاضی، ولی رسیدگی نشد چون میگویند بودجه نداریم.
میدانم که همه جانبازان و خانواده شهدا دارند با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند. من در حال حاضر حکم حالت اشتغال هم دارم که نشان میدهد من دارای از کارافتادگی کل بدن هستم.
میدانم که همه جانبازان و خانواده شهدا دارند با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند. من در حال حاضر حکم حالت اشتغال هم دارم که نشان میدهد من دارای از کارافتادگی کل بدن هستم.
این جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس به نحوه اعتراضش به عدم پاسخگویی مسئولان بنیاد شهید اشاره میکند و میگوید: اینجا هستیم چون بنیاد شهید حتی طبق دستوراتی که خودش داده هم عمل نکرده است و ما الان جهت اعتراض اینجا هستیم.
سال ۸۷ افسر و مامور کلانتری آمد و اسباب و وسایل من را بیرون انداختند چون صاحب خانه حکم تخلیه را گرفته بود. و من خواهش کردم وسایلم را ببرند در بنیاد جانبازان که آن موقع در کوثر بود، تخلیه کنند. آنجا رفتم و به همراه وسایلم ماندم. آن موقع رئیس بنیاد شهید آقای دهقان بود. ایشان کلی وعده وعید داد و گفت تو از اینجا برو، من مشکلت را حل میکنم. اما خبری نشد. من دو فرزند دارم. پسرم ۲۶ ساله و دخترم ۲۷ ساله است. تا به حال در زمانهای مختلف، ۷ حکم تخلیه گرفتهام. الان در ملک پدری همراه خانواده پدر هستم و مشکلات زیادی در آنجا دارم.
عریضهای نوشتم و داستان ۱۱ سال عذابی که از بنیاد شهید شامل حال خانواده ام شد را در آن نوشته ام حتی چهار یا پنج ماه قبل از اینکه اینجا بیایم، این عریضه را آوردم اینجا و گفتم اگر احقاق حق نکنید و به دستورات صادره عمل نکنید، در هفته دفاع مقدس به عنوان اعتراض در مقابل بنیاد شهید چادر میزنم که متاسفانه به این عریضه هم هیچ ترتیب اثری داده نشد و علنا با پیگیری نکردن مشکل ما این کار را تایید کردند.
او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چندمین بار است که با این روش برای اعتراض اقدام میکنید، میگوید: من چهارمین بار است که در مقابل ساختمان بنیاد چادر میزنم منتها چون دائم روسا عوض میشوند، هر فرد جدیدی که میآید میگوید من چکاره ام؟ این دستور رئیس قبل بوده. مثلا آقای شهیدی میگوید این دستور زریبافان بوده و به ما چه ربطی دارد. من میگویم قبل از شما روی صندلی این پست زریبافان نشسته بود، چه فرقی میکند چه کسی این قول را داده است؟ الان از جمعه شب اینجا هستم.
البته برخی از مسئولین بنیاد برای اینکه صدای اعتراض او را بشنوند برای دیدارش به کنار چادر خانواده این جانباز رفتهاند و حرفهایش را شنیدهاند. عسکری در این باره میگوید: “از مسئولین بنیاد هم گهگاهی میآیند و فقط بیرون ایستاده و میگویند تو اول چادرت را جمع کن بعدا ما به مشکل تو رسیدگی میکنیم. رئیس حراست بنیاد شهید استان تهران، معاون کل بنیاد شهید استان تهران و آقای دکتر صمیمی رئیس بنیاد شهید و امورایثارگران تهران بزرگ هم آمده است. من جمعه شب اینجا آمدم و آقای صمیمی صبح شنبه اینجا بود. صمیمی کسی بود که یکبار ما را از اعتراض در اینجا بلند کرد و این برگه پروژه همت را به ما داد و گفت اگر من این مشکل را حل نکردم تو بیا دوباره اینجا چادر بزن.”
این جانباز به وام قرض الحسنه بنیاد شهید اشاره میکند و میگوید: “قبلا که اینجا آمدم آقای سردار انصاری به معاونتها دستور دادند و گفتند چون قول پروژه همت را به ایشان دادهاید، امکان دارد اتمام این پروژه طول بکشد تا زمانی که پروژه به ثمر برسد. ۵۰ میلیون به او قرض الحسنه بدهید. الان این نگهبانان و حراست بنیاد به مردم و کسانیکه از علت حضور ما اینجا سوال میکنند، میگویند این یک آدم کلاهبردار است که هر سال میآید ۱۰۰ میلیون پول از بنیاد میگیرد و میرود. هر سال هفته دفاع مقدس میآید و باج میگیرد و میرود. اما واقعیت اینست که ۵۰ میلیون خود سردار به عنوان قرض الحسنه داد تا بتوانم خانه رهن کنم. در قرارداد ملکی که اجاره کردم نوشته شده است که ۵۰ میلیون پول قرض الحسنه ملک، مال بنیاد جانبازان میباشد و زمانیکه صاحب خانه بخواهد این قرارداد را فسخ کند باید پولش را به نماینده بنیاد شهید تحویل دهم.”
این تنها یک نمونه از همان جانبازانی است که در آن هشت سال در راهروهای بنیاد شهید به دنبال قول بی عمل مسوولان بود. داستان کارشکنی ها همچنان ادامه دارد. هنوز کسانی هستند که نمی گذارند که گزارش تحقیق و تفحص از بنیادشهید زمان احمدی نژاد به ریاست یار نزدیکش زریبافان در صحن علنی مجلس خوانده شود.
این داستان گزارش های ناخوانده تحقیق وتفحص و فشارهای پنهان برای کش ندادن های فساد ادامه دارد و این تنها مردم هستند که دستان شان خالی می ماند و گاه این مردم جانبازی است که سلامتی و بدن اش را در جبهه از دست داد تا ایران زنده بماند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر