۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

حسین علیزاد: با حذف موسیقی، گرسنگی مردم، بی‌خانمانی و افسردگی حل می‌شود؟


خبرگزاری هرانا – حسین علیزاده، موسیقی دان سرشناس ایرانی در گفتگویی با انتفاد از اعمال محدودیت بر موسیقی کشور و بخصوص حاشیه های ایجاد شده در برگزاری کنسرت ها پرسیده است “در رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد و… هرچه از موسیقی هست همه را ببندید. در این صورت ببینید با چنین رفتاری مسئله جامعه ما، گرسنگی مردم، بی‌خانمانی عده‌ای و افسردگی عده‌ای دیگر حل می‌شود؟”
به گزارش هرانا، حسین علیزاده موسیقی دان سرشناس ایرانی در گفتگو با روزنامه شرق ضمن پرداختن به موارد متعددی به انتقاد از وضعیت موسیقی کشور و محدودیت های اعمالی بر آن پرداخته است، او در قسمتی از صحبتهای خود می گوید “وقتی سرزمینی سیاست‌زده است، در پی اتفاقات و تصمیمات، دیگر دنبال منطق نباشید چون هرکسی فقط در تلاش برای ثبات قدرت خویش است و این باعث می‌شود شما سردرگم بمانید که اصلا مفهوم مخالفت‌ها چیست؟ درصورتی‌که این تصمیمات سلبی، منطق نمی‌خواهد، بلکه کسانی را می‌خواهد که خط خودشان را جلو ببرند یا از موسیقی به‌عنوان وسیله استفاده کنند و آن را بکوبند. باید گفت آقایان بیایید موسیقی را نه‌فقط از یک شهر خاص، که از همه ایران حذف کنید! اما اگر توانستید و موفق شدید، آن وقت ما هم با شما موافقیم. یعنی در رادیووتلویزیون و وزارت ارشاد و… هرچه از موسیقی هست همه را ببندید. در این صورت ببینید با چنین رفتاری مسئله جامعه ما، گرسنگی مردم، بی‌خانمانی عده‌ای و افسردگی عده‌ای دیگر حل می‌شود؟ مسئله مهم این است که در چنین شرایطی باید دید رسالت فکری و اهداف هنرمندان در هنرشان چیست؟ ما نمی‌توانیم همه را یکدست ببینیم. در آشفتگی نظرات، هنرمندان هر کدام متعلق به یکی از نظرات و نحله‌های فکری و سیاسی می‌شوند.
خیلی مواقع با خودم می‌گویم کسانی که در شوراهای ممیزی می‌نشینند آیا یک کارمند هستند یا یک هنرمند؟ یعنی یک موسیقی‌دان در یک شورا که قرار است ممیزی کند، رسالت هنری هم برای خودش قائل است تا فکر کند مملکتش از نظر فرهنگی به چه نیاز دارد؟ یا اینکه صرفا حقوقی می‌گیرد تا هر از گاهی امضایی زیر کاغذی بزند و تمام؟ به نظرم، ما اینجا فقط براساس تخیلات و خلاقیتمان موسیقی‌دان نیستیم، بلکه یک دست‌مان ساز و دست دیگرمان سپر است و باید از موسیقی هم تمام‌قد دفاع کنیم. ما تیمی هستیم که گل به خودی هم زیاد دارد! مسئله اینجاست که وقتی رفتار قدرت‌مدارانه در جامعه ما تثبیت‌شده باشد، مشابهش در جامعه هنری‌ هم به وجود می‌آید. یعنی وقتی تشکلی صنفی به اسم خانه موسیقی تشکیل می‌شود، بعد از مدتی تبدیل به مکانی برای قدرت‌ورزی عده‌ای می‌شود. شما به سایت خانه موسیقی که نگاه کنید، می‌بینید هیچ ارگانی به اندازه سایت خانه موسیقی سانسور ندارد! اگر به سایت نگاه کنید، می‌بینید چقدر مطالب در این سایت گزیده می‌شود و فقط کسانی در آن حضور دارند که مداحی خانه موسیقی را می‌کنند. این چیزی که می‌گویم ناشی از هیچ مسئله شخصی با هیچ‌یک از دوستان خانه موسیقی نیست و صرفا نگاهی واقع‌بینانه به موقعیت یک نهاد صنفی است. بعضی مواقع حتی اگر یک لیوان در آبدارخانه خانه موسیقی شکسته باشد حتما در سایت نوشته می‌شود! ولی اگر حرفی مهم در حوزه موسیقی گفته شده باشد، باید گزینش شود و آن حرف در صورتی روی سایت منتشر می‌شود که گوینده‌اش محرم خانه موسیقی باشد، یا دوست و رفیق و مجیزگوی آن. شما از همان سایت خانه موسیقی می‌توانید همه‌چیز را قضاوت کنید. درحالی‌که خانه موسیقی یک نهاد صنفی و مدنی است که قرار بوده دولت را در حوزه موسیقی راهنمایی کند و نه اینکه احکام دولت را در حوزه موسیقی اجرا کند! حالا در این یک سال که انتقاداتی به خانه موسیقی مطرح شده، هر از گاهی از سوی اهالی‌اش نامه‌ای منتشر می‌شود که مثلا اعتراضی هم بکنند! اعتراض را هم اگر اهالی خانه موسیقی بکنند، روی سایت منعکس می‌شود، وگرنه اعتراض دیگر اهالی موسیقی برای سایت آنجا اهمیت خبری ندارد! فقط منظورم اعتراض نیست و بحثم بیشتر بر سر بازشدن فضا برای برقراری دیالوگ و مباحثه است. الان در خانه موسیقی خودِ‌ موسیقی در مقایسه با حواشی‌اش چقدر مطرح است؟ البته این تقصیر خانه موسیقی نیست، بلکه تقصیر شرایطی است که بر آنجا تحمیل می‌شود. ولی کسانی که آنجا می‌نشینند باید بدانند چه مسئولیتی دارند. درحالی که می‌توانند نروند روی آن صندلی بنشینند! وقتی شما رئیس‌جمهور می‌شوید، خودتان خواسته‌اید. اینکه من فکر کنم آقای رئیس‌جمهور چقدر کار دارد و چقدر درگیر است و باید پاسخ‌گو باشد و از این تعجب کنم، خنده‌دار است چون واقعیت این است که رئیس‌جمهور خودش این همه تبلیغ کرده که رئیس‌جمهور شود! پس کسانی که رفته‌اند و در خانه موسیقی نشسته‌اند، -و نوش جانشان تا آخر عمرشان هم بنشینند- خودشان انتخاب کرده‌اند و باید مسئولیت‌پذیر باشند. وقتی رفته‌اند آنجا نشسته‌اند، همه از آنها توقع دارند. باید به آقایان گفت شما آدم‌هایی را ندیده می‌گیرید که خودشان این محیط را به وجود آورده‌اند! انتقاد ما به شما می‌تواند باعث پیشرفت شما باشد ضمن اینکه شما و ما نداریم و ما همه با‌هم هستیم. من خودم در خانه موسیقی بوده‌ام و دیده‌ام چقدر عرصه را تنگ کرده‌اند و چنان نگاه حاکم یک‌سویه بود که نتوانستم تحمل کنم و بیرون زدم. البته گفتند شکمم سیر بوده و به محض اینکه سیر شدم از خانه موسیقی بیرون آمدم! (با خنده) خدا نکند که شکم بقیه گرسنه باشد.”

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر